تبليغاتX
سخن دل

درویشی زیر سایه الاغش استراحت میکرد. شاه از آنجا میگذشت، درویش را درحال استراحت دید.

به درویش گفت: ای مرد اینجا چه میکنی؟

درویش گفت: عمر شما دراز باد! زیر سایه شما زندگی می کنم!!

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 و ساعت |
درویشی بی سروپا خواجه ای را گفت:«اگر من بر در سرای تو بمیرم با من چه میکنی؟» گفت:«ترا کفن کنم و به گور بسپارم.»

درویش گفت:«امروز زندگی مرا پیراهنی پوشان و چون بمیرم بی کفن برخاک بسپار.» خواجه خندید و او را پیراهنی بخشید

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 و ساعت |
در کوی نيک نامان مارا گذر ندادند

گر تو نمی پسندی تغيير ده قضا را

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 و ساعت |
http://cisnet.baruch.cuny.edu/holowczak/oracle/install/9i/

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه هشتم آذر 1390 و ساعت |
ای کاش مستی داشت آنچه حرام بود

تا معلوم شود در جهان هشیار کیست

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 و ساعت |
http://www.short-stories.co.uk/

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیستم مهر 1390 و ساعت |

Peter was eight and a half years old, and he went to a school near his house. He always went there and came home on foot, and he usually got back on time, but last Friday he came home from school late. His mother was in the kitchen, and she saw him and said to him, "Why are you late today, Peter  


"My teacher was angry and sent me to the headmaster after our lessons," Peter answered


?""To the headmaster?" his mother said. "Why did she send you to him  


"Because she asked a question in the class; Peter said, "and none of the children gave her the answer except me."


His mother was angry. "But why did the teacher send you to the headmaster then? Why didn"t she send all the other stupid children?" she asked Peter  


."Because her question was, "Who put glue on my chair?" Peter said

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیستم مهر 1390 و ساعت |
یار گونومی گؤی اسگییه توتدو کی دور منی بوشا
جوتچو گؤروبسه ن اؤکوزه اؤکوز قویوب بیزوو قوشا ؟
سن اللینی کئچیب یاشین ، من بیر اوتوز یاشیندا قیز
سؤیله گؤروم اوتوز یاشین نه نیسبتی اللی یاشا ؟
سن یئره قویدون باشیوی من باشیما نه داش سالیم ؟
بلکه من آرتیق یاشادیم نئیله مه لی ؟ دئدیم یاشا
بیرده بلالی باش نچون یانینا سوپورگه باغلاسین؟
بؤرکو باشا قویان گرک بؤرکونه ده بیر یاراشا
بیرده کبین کسیلمه میش سن منه بیر سؤز دئمه دین
یوخسا جهازیمدا گرک گلئیدی بیر حوققا ماشا
...
دئدیم : قضا گلیب تاپیب ، بیر ایشیدی اولوب کئچیب
قوربانام اول آلا گؤزه ، حئیرانان اول قلم قاشا
منکی اؤزومده بیر گوناه گؤرمه ییرم ، چاره ندیر ؟
پیس بشرین قایداسی دیر ، یاخشی نی گؤرسه دولاشا
دوستا مروت ائتمه لی دوشمه نیله کئچینمه لی
قایدا بودیر ، حئیف دئگیل بشر یولون آشیب چاشا ؟
من ده سنین دای اوغلونام سن ده منیم بی بیم قیزی
گؤنول باخیرسا گونه شه ، گؤزده گرک بیر قاماشا
ایندی بیزیم مارال کیمی ، اوچ بالامیز واردی ، گرک
آتا – آنا ساواشسادا ، بونلارا خاطیر باریشا
هر کیشی یه عیالی دا ، اؤز جانی تک هؤروکلنیب
هدیه ده اولماز ائله سین عیالی قارداش قارداشا
بو دونیا بیر یول کیمی دیر ، بیز آخرت مسافیری
کجاوه ده هاماش گرک اؤز هاماشینان یاناشا
آخیرتی اولانلارین ، دونیاسی غم سیز اولمویوب
سئل دی گله ر آخار کئچر ، آمما گرک آشیب – داشا
مثل دی : « یئر کی برک اولور ، اؤکوز اؤکوزدن اینجییور »
هی دارتیلیر ایپین قیرا ، یولداشیلا بیر ساواشا
بیزیم ده روزیگاریمیز یامان دی ، بیزده عیب یوخ
بلکه وظیفه دیر بشر قونشولاریلان قونوشا
حق حیات یوخ داها بیزلره ، چوخ بؤیوک باشی
زندانیمیزدا حققیمیز ، بیر باجا تاپساق ، تاماشا
...
آمما اونون شماتتی آللاها خوش گلمیوبن
گئتدی منیم حیاتیمی ووردی داشا چیخدی باشا

 

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت |

در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه " شیخ بهائی" رسید پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتی ِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان " ؟

شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من " اصالت " ارجح است .
و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که " تربیت " مهم تر است !
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند .
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ وبرقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند وآنجا را روشن کردند !
درهنگام ِ شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم " تربیت " از " اصالت " مهم تر است ما این گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهميت " تربیت " است
شیخ در عین ِ اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!!
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت :
این چه حرفیست فردا مثل امروز وامروز هم مثل دیروز!!! کار ِ آنها اکتسابی است که با تربيت وممارست وتمرین زیاد انجام می شود
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند .
لذا شیخ فکورانه به خانه رفت .
او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آن نهاد.......
فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان . . . . . .
شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز
می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد که درآن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال ...
............
واین بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت :
شهریارا ! یادت باشد اصالت ِ گربه موش گرفتن است گرچه " تربیت " هم بسیار مهم است ولی" اصالت " مهم تر !
يادت باشد با " تربيت" ميتوان گربه اهلي را رام و آرام كرد ولي هرگاه گربه موش را ديد به اصل و ” اصالت " خود بر مي گردد.

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت |
http://developers.sun.com/mobility/midp/articles/genericframework/
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه چهارم مهر 1390 و ساعت |
http://developers.sun.com/mobility/midp/articles/genericframework/
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه چهارم مهر 1390 و ساعت |
http://developers.sun.com/mobility/midp/articles/genericframework/
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه چهارم مهر 1390 و ساعت |
How To: Intercept Incoming Short Message System (SMS) Messages

http://msdn.microsoft.com/en-us/library/bb932385.aspx

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه چهارم مهر 1390 و ساعت |

شاطیـر اوغــلان ! گـــؤروم آلــلاه سنــه وئرسیــن برکـت ...!

قــوی اونــون یـــاخشی النسیــن ! خمیـــرین اللنسیــن !!!

چوخ پیشیر ! یاخشی پیشیر ! گؤیده فیریلدات کوره گی ...

منبـــــر اوستــه چؤره گین قـــوی قـــــالانیب تللنسیـــن !

(ای جوان نانوا ! امیدوارم خداوند به کسبت برکت دهد ، بگذار آرد نانت خوب بیخته شده و خمیرت خوب دستمالی شود ! زیاد بپز ! خوب بپز ! پارویت را در هوا بگردان و بگذار تا روی پیشخوان ، نان ها به روی هم انباشته شوند !)

تندیـــــرین طــــور تکین ، عرشیـــده ن آلسیــن ایشیغی

ارسینیـــــــن بیــــــرق احــــــــرار تکیــــــن میللنسیــــن !

کاسیبیــن قیسمتی یــــوخ یـــاغلی پیلــوو دوشلـه ماغا ...!

بـو یـــاوان سنگکی بیـر قــوی ســـاحالیب سئللنسیـــن !

(تنورت به مثابه ی کوه طور از عرش الهی نور و گرما بگیرد و سیخ نانوایی ات همانند پرچم آزادگان ، سرافراز باشد ! قسمت نیست که انسانهای فقیر ، پلوی چرب بخورند !!!... اجازه بده تا همین نان سنگک خالی را بخورند و جان بگیرند و همانند سیل جاری شوند !)

غیرتیـــــن قــــــوربانی ســــن موشتــرینی تئز یــولا سال

ائـــل ایچینــــــده یــــــاراماز آرواد اوشـــــاق وئللنسیــــن !!!

قــــوی ایکیریاللیــــغی ســــاتسین خــــوزه ئین بیر ماناتا !

دیشی دوشمــــوش قوجـــــانین آغـزی نه دیر دیللنسیـن !

(فدای جوانمردی ات بشوم ! مشتری ها را زود راه بیانداز که شایسته ی جامعه نیست زن و کودک مردم رهای در کوچه و خیابان باشند ! بگذار ارباب ها دو ریالی خود را به یک منات بفروشند ! پیر دندان ریخته ، دهانش چیست که به سخن در بیاید !!!)

او منیــــم شعریمــــه چـــــوخ ماییـــل اولــــان وردستــــه ...

دئینه : شاعیــــر چؤره گی قـــوی قوروسون ! گوللنسین !!!

من لیغیــــــرسا یئیه بیلســــــم ده فلـــــوس لازیــم اولار ...

بــو سوســـــوز باخچــــــا نـه لازیم بو قـــده ر بئللنسیـــن ؟!!!

(به آن شاگردت که به شنیدن شعر من علاقمند شده بود بگو که نان شاعر را بگذار خوب بپزد و برشته شود !!! من اگر نان خمیر هم بتوانم بخورم ، برایش باید پول بپردازم ! این باغچه ی تشنه چقدر باید بیل بخورد و زیر و رو شود ؟!!!)

ســـاری یازلیقـــــدان اولان گوللــــی قیزارمیـــش سنگک !

گــــــره ک آغـــــزوندا اریــــک تک ازیلیـــــب هللنسیــــــن !!!

تهرانيــــــن غيـــــرتی يـــــــوخ شهريـــــاری ساخــــلاماغا ...

قاچمیشــــــام تبريـــــزه تا يـــاخشی يـــامان بللنسيــــن !

(سنگکی که از گندم زرد کشت بهاره تهیّه شده و خوب برشته و پخته شود ، باید همانند زردآلو در دهانت له شود و به وجد بیاید !!! تهران ، غیرت حمیّت نداشت که شهریار را نگاه دارد ، بنابر این من به تبریزم آمده ام ! پس بگذار خوب و بد بگذرد !!!)

باغچــــاميز فاسیـــد اولــــوب ، هر گـــول اكرسـن آچمـاز !

يئـــــــری داشليقـــــدی گــــره ک توپـــراقی غربيللنسين !!!

مدّعــــاسی چـــــوخ اولــــــان طبــــــل تهـــــی پربـــادوخ ...

نيله يك ضیرنـــــاچی نين بـــــورنی گـــره ک يئللنسيــــن !

(باغچه ی ما خراب شده و هر گلی که در آن بکاری ، رشد نکرده و باز نمی شود ! زمین باغچه ، سنگی است و باید خاکش غربال شود ! ما همانند طبل تو خالی و پر بادی هستیم که ادّعای فراوان داریم ...! چه کنیم که بینی شیپورچی باید پر از هوا شود !)

بــــو گيجللنمـــه دن آی چــــــرخ فلــــــک سنــــده يـورول !

بـــــــو حيـــــاسيز گـــــونه گـــــــؤزلر نه قده ر زيللنسيــن ؟!!!

"سعـــدی" نين بـــاغ گلستـــانی گــــره ک حشـره قده ر

آلمـــــاسی سلله لنيـــــب خورمـــــاسی زنبيللنسيـــــن !

لعنـــــــت اول بــــــــاد خــــــزانه كی "نظــامی" باغی نين

بيــــر يـــــــاوا گلبســــــــرين قويمـــــــادی كاكللنسيـــــن !!!

(ای چرخ روزگار ! تو هم از این دوران و گردش خسته شو ! به این روز بی شرم و حیا ، چقدر باید چشم ها خیره شوند ؟!!! گلستان "سعدی" ، تا روز قیامت باید ، سبدهای پر از سیب و زنبیل های پر از خرما بدهد ! بر آن باد پاییزی لعنت باد که اجازه نداد یک خیار باغ نظامی ، کاکل بزند !!!)

آرزو جولگــــــه لرينــــــده ، بيــــــــز اكـــــــن مزرعــــــه لر

دئيه ســــن ســـــاقه لنيب ، قـــوی هلـــه سنبللنسيــن !

قصّــــه چــــوخ ! قــــــافيه يـــــوخ ! آختــــاريرام تاپميـــورام ...

يئريــــــدير "شهـريــــــــــار"ين طبعــــــی ده تنبللنسيــــن !!!

(در جلگه های آرزو ، کشتزارهایی را که ما بنا کردیم ... گویا ساقه داده اند ! با این حال بگذار تا سنبل شان هم در بیاید ! داستان زیاد و قافیه ای نیست و من در جستجو هستم ولی نمی یابم !!! جای دارد که در این حالت ، طبع "شهریار" هم تنبل شود !!!)

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 و ساعت |
How to get friendly name of remote bluetooth devices


JSR-82 Sample : SPP Server and Client

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و ششم شهریور 1390 و ساعت |
http://www.pcoder.net/bluetooth-based-chat-application/#axzz1Y0XBbtfE

http://www.pcoder.net/?attachment_id=156#axzz1Y0XBbtfE

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 و ساعت |
بلوتوث يك فناوري بي سيم كوتاه برد است كه به تلفنهاي همراه ، PDA ، كامپيوترها ، دستگاههاي ضبط و پخش استريو ، لوازم خانگي ، اتومبيلها و همه وسايل ديگري كه مي توانيد ارتباط آنها را با يكديگر فكر كنيد امكان ارتباط مي دهد .

2dv328w

تاریخچه  Bluetooth :

فكر اوليه بلوتوث در شركت موبايل اريكسون در سال 1994 شكل گرفت. اريكسون كه يك شركت سوئدي ارتباطات راه دور است در آن زمان در حال ساخت يك ارتباط راديويي كم مصرف ، كم هزينه بين تلفن هاي همراه و يك گوشي بي سيم بود.

 كار مهندسي در سال 1995 شروع شد و فكر اوليه به فراتر از تلفنهاي همراه و گوشي هاي آنها توسعه يافت تا شامل همه انواع وسايل همراه شود ، با هدف ساخت شبكه هاي شخصي كوچك از وسايل مختلف در طول اين زمان ، اريكسون نام “بلوتوث” (يك پادشاه دانماركي) گرفت كه بين سالهاي 940 و 981 ميلادي مي زيست. شاهِ هارالد در دوره حكومت خود كه يك وايكينگ بود – به طور صلح آميز ، دانمارك ، سوئد جنوبي و نروژ شمالي را متحد كرد. اين كار به او شهرت يك پادشاه ماهر در ارتباط و مذاكره را در تاريخ داد.

براي اريكسون ، اسم بلوتوث براي فناوري داده شده كه اميدوار بود بتواند به طور صلح آميز وسايل مختلف را متحد كند، مناسب بود. اريكسون مي دانست كه اگر فقط يك شركت اين استاندارد ها را حمايت كند هرگز موفق نخواهد شد.
2uqn9t4

در سال 1998 ، اريكسون يك موافقت نامه با IBM ، اينتل ،نوكيا ، 3com ، توشيبا و مايكروسافت امضا كرد که بر پایه این موافقت نامه  و گروه  Bluetooth Special Interest Group را به وجود آورد. هدف اين گروه نظارت بر پيشرفت بلوتوث و عمومي ساختن آن بود. و پس از آن شركتهاي تري كام، Lucent،  موتورولا و بيش از 2000 كمپاني ديگر به اين سازمان پيوستند.

فرايند صدور جواز و گواهينامه : قبل از اينكه يك كارخانه بتواند محصولي كه از تكنولوژي بي سيم Bluetooth استفاده مي كند وارد بازار كند بايد جواز آن را از دو جهت دريافت كند. ابتدا محصول مورد نظر استانداردهايي لازم دارد كه بتواند با دستگاههاي ديگر كه داراي تكنولوژي بي سيم Bluetooth  هستند ارتباط برقرار كند. ديگر اينكه بايد مجوزهاي لازم براي اين سيستم چه در كشور سازنده و چه در كشوري كه محصول به فروش مي رود مجوزهاي قانوني آنها را دريافت كند.

توضيح تكنولوژي :

تکنولوژی Bluetooth  كه بعضي ها در فارسي آن را به دندان آبي ترجمه كرده اند. استانداردي براي امواج راديويي است كه كه براي ارتباطات بي سيم کامپيوترهاي قابل حمل و نقل (مانند lap top ها) و تلفن هاي همراه و وسايل الكترونيكي رايج استفاده مي شوند اين امواج براي فاصله هاي نزديك استفاده مي شوند و براي ارتباطات بي سيم تكنولوژي ارزاني محسوب مي شوند. و بوسيله اين تكنولوژي مي توانيد بين دو وسيله كه داراي اين تكنولوژي باشند به صورت بي سيم پيغام، عكس يا هر اطلاعات رد و بدل كنيد. راديوي Bluetooth در داخل يك ميكرو چيپ قرار دارد و در باند فركانسي 2.4 گيگا هرتز عمل مي كند.
 اين تكنولوژي از سيستم "
Frequency Hoping Spread Spectrum" استفاده مي كند، كه سيگنال آن 1600 بار در ثانيه تغيير مي كند كه كمك بزرگي براي جلوگيري از تداخل ناخواسته و غير مجاز است. علاوه بر اين بوسيله نرم افزار كد شناسايي وسيله طرف مقابل چك مي شود. بدين ترتيب مي توان اطمينان حاصل كرد كه اطلاعات شما فقط به مقصد مورد نظر مي رسد. اين امواج با دو قدرت وجود دارند. سطح قدرت پايين تر كه محيطهاي كوچك را مي تواند پوشش دهد ( مثلاً داخل يك اتاق ) يا در نوع با قدرت بالاتر كه رنج متوسطي را مي تواند پوشش دهد. ( مثلاً كل يك خانه را متواند پوشش دهد. ) اين سيستم هم براي ارتباط نقطه به نقطه و هم براي ارتباط يك نقطه با چند نقطه مي تواند استفاده شود.

داراي پهناي باند Kbs 720و 10 متر قدرت انتقال (در صورت تقويت تا 100 متر قابل افزايش است ) مي باشد. اين تكنولوژي كه از سيستم گيرندگي و فرستندگي در جهت مناسب استفاده مي كند. قادر است امواج راديويي را از ميان ديوار و ديگر موانع غير فلزي عبور دهد. اگر امواج مزاحم دستگاه ثالثي باعث تداخل شود انتقال اطلاعات كند مي شود ولي متوقف نمي شود.

با سيستمهاي امروزي بيش از 7 دستگاه مي توانند براي برقراري ارتباط با توليد كننده امواج در يك دستگاه ديگر فعال شوند. به اين شيوه Piconet مي گويند چندين piconet را مي توان به يكديگر متصل كرد كه يك scatternet را تشكيل مي دهند
 بلوتوث يك رشتـه خصوصيت بي سيم است كه ارتباطات كوتاه برد بين وسايل مجهز به تراشه هاي كوچك و اختصاصي بلوتوث را تعريف مي كند. بلوتوث فقط كابلها را حذف نمي كند ، بلكه يك روش بي سيم براي وصل كردن كامپيوتر ها با همه وسايل همراه الكترونيكي فراهم مي سازد و شبكه هاي كامپيوتري كوچك و خصوصي مشهور به
PAN (Personal Area Network) يا شبكه شخصي را بوجود مي آورد. بلوتوث يك زبان مشترك بين وسايل مختلف مي سازد كه به آنها امكان مي دهد كه به آساني با هم ارتباط برقرار كنند و بهم وصل شوند.

 وسايل مجهز به تراشه هاي بلوتوث حدود 10 متر تا 100 متر برد دارند و مي توانند داده ها در سرعت 720 كيلوبايت در ثانيه از طريق ديوار ها ، كيف ها و پوشاك انتقال دهند. هيجان انگيزتر آنكه اتصال دادن بين وسايل بلوتوث مي تواند بدون دخالت مستقيم ما انجام بگيرد. وقتي دو وسيله مجهز به تراشه هاي بلوتوث نزديك يكديگر مي رسند ، نرم افزار نهاده شده در تراشه هاي فرستنده / گيرنده (Server / Client) بلوتوث به طور خودكار يك ارتباط را برقرار مي سازد و داده ها را نقل و انتقال مي دهد.

با اين همه برد كوتاه و سرعت محدود بلوتوث باعث شده است كه براي شبكه هاي محلي (LAN) بي سيم مرسوم كمتر باشد، چون اين شبكه هاي كامپيوتري معمولاً بيش از 10 متري بلوتوث فاصله دارند و برد سرعتي آنها 10 تا 100 متر مگابايت در ثانيه است.

فناوری بلوتوث با حذف دخالت کاربر در سیستم و همچنین احتیاج به انرژی بسیار کم برای برقراری ارتباط با وسایل دیگر که موجب صرفه جویی زیادی در مصرف باطری می شود تکنولوژی شبکه های کوچک را وارد مرحله جدیدی کرد.

يكي از جالب ترين نكات درباره اين استاندارد روشي است كه وسايل مجهز به تراشه هاي بلوتوث به طور خودكار يكديگر را تشخيص مي دهند ، ارتباط برقرار مي كنند و داده ها را به دستور شما يا بدون دخالت شما انتقال مي دهند. در خصوصيات بلوتوث يك ارتباط راديويي با برد كوتاه تعريف شده است. اين استاندارد هم چنين يك برد متوسط 100 متري را تعريف كرده است ، اما به ندرت به كار مي رود ، چون به توان التريكي و هزينه بيشتري نياز دارد. هر وسيله بلوتوث حاوي يك تراشه فرستنده / گيرنده مربعي 4 سانتيمتري است كه در باند فركانس راديويي ISM Industrial Scientific) Medical) يا صنعتي ، علمي ، پزشكي از 40.2 گيگاهرتز تا 48.2 گيگاهرتز عمل مي كند.

 

4hf86e

سازندگان و طراحان اين فركانس را بدين لحاظ انتخاب كردند كه در سراسر جهان به رايگان در دسترس است و محدوديتهاي داشتن مجوز را ندارند . باند ISM به 79 كانال تقسيم مي شود كه هر كدام پهناي باند يك مگاهرتزي دارند كه اين باند رايگان است . بلوتوث از لحاظ نظري پهناي باند يك مگابايت در ثانيه را دارد ، كه سرعتي نزديك به 723 كيلوبيت در ثانيه است. اين سرعت خيلي بالا نيست ، اما براي انتقال داده ها بين وسايل دستي و دسترسي به اينترنت كاملاً كافي است.

بلوتوث در واقع یک استاندارد شبکه است که دارای 2 سطح است :

●سطح اول که به عنوان سطح فیزیکی شناخته می شود و بیانگر این است که بلوتوث یک فرکانس رادیویی استاندارد است .

●سطح دوم که به عنوان سطح پروتکل شناخته می شود و دربرگیرنده قوانین و دستوراتی همچون مکان و زمان ارسال اطلاعات، تعداد بیت های ارسالی در آن واحد و همچنین شمار وسایلی که بطور همزمان می توانند در عملیات ارسال و دریافت اطلاعات شرکت داشته باشند می باشد.  

شبکه بلوتوث اطلاعات را توسط امواج رادیویی با قدرت کم انتقال می دهد که فرکانس این امواج برابر با 2.45GHz است ( دقیقا بین 2.402GHz  تا 2.480 GHz)  که این باند فرکانس طبق یک توافقنامه بین المللی برای استفاده توسط لوازم علمی ، پزشکی و صنعتی کنار گذاشته شده است (ISM).

2h6ug68


 یکی از راه هایی که تجهیزات بلوتوث از آن برای جلوگیری از تداخل  امواجشان با سایر تجهیزات بهره می جویند ارسال سیگنال های بسیار ضعیفی در حدود یک میلی وات است. برای مقایسه فقط کافی است بدانید تلفن های همراه می توانند یک سیگنال  در حدود 3 واتی را مخابره کنند. استفاده از امواج کم قدرت شعاع برد سیگنال های بلوتوث را به حدود 10 متر محدود می کند و همچنین با استفاده از این سیگنال های ضعیف امکان ایجاد تداخل بین امواج بلوتوث با امواج تلفن همراه ، کامپیوتر و یا دستگاه تلویزیون به کلی منتفی می شود. اما با همین امواج ضعیف هم لازم نیست که دو دستگاه فرستنده و گیرنده امواج در دید مستقیم یکدیگر باشند. امواج بلوتوث براحتی از دیوارهای خانه شما عبور می کنند و این یک امکان خوب برای کنترل چند دستگاه در اتاقهای مختلف است.

بلوتوث می تواند  همزمان با 8 دستگاه  ارتباط داشته باشد به شرطی که این دستگاه ها در شعاع ده متری باشند. شاید شما تصور کنید که ممکن است بین این دستگاه ها تداخل بوجود بیاید اما این غیر ممکن است. بلوتوث از یک فناوری بنام "جهش فرکانس در طیف گسترده " (spread-spectrum frequency hopping)  بهره می جوید که احتمال استفاده از یک فرکانس برابر توسط دو دستگاه بطور همزمان را تقریبا به صفر می رساند. بر پایه این تکنولوژی  هر وسیله از 79 فرکانس منحصر به فرد که بصورت اتفاقی ازمیان یک سری فرکانس های از پیش تعیین شده  انتخاب شده است استفاده می کند که به بطور منظم از یکی از آنها به دیگری تغییر فرکانس می دهد.

در مورد بلوتوث این عمل تغییر فرکانس توسط  دستگاه فرستنده حدود 1600 بار در ثانیه اتفاق می افتد. و این بدان معنی است که تعداد دستگاه های بیشتری  در آن واحد می توانند از یک بخش محدود از باند فرکانس رادیویی استفاده کنند.

به محض اینکه یک گفتگو  بین  دستگاه صورت گرفت دستگاه های بلوتوث موجود در این گفتگو یک شبکه را تشکیل می دهند . یک شبکه کوچک (PAN  (Personal Area Network که به آن Piconet  هم می گویند.  شبکه ای که یک محیط کوچک مانند یک اتاق را تحت پوشش خود قرار می دهد یا حتی ممکن است محیطی که تحت پوشش خود قرار می دهد بیشتر از فاصله بین دستگاه پایه تلفن بی سیم با گوشی و هدست خود نباشد.

وقتی که یک شبکه Piconet   بر قرار می شود دستگاه های حاضر در این شبکه همانطور که قبلا توضیح دادیم شروع به استفاده از سیستم جهش فرکانس می کنند و مرتبا فرکانس سیگنال های  خود را بطور اتفاقی در یک طیف مشخص تغییر می دهند تا با اینکار هم  در دسترس یکدیگر باشند و هم اینکه از تداخل Piconet  آنها با  Piconet  دیگری که ممکن است در همان اتاق برقرار باشد جلوگیری شود.

eqdslc

مزایای بلوتوث :

مهمترین امتیارات بلوتوث بدون سیم بودن، کم هزینه و ارزان بودن و اتوماتیک بودن آن است.  راههای دیگری مانند ارتباط از طریق اشعه مادون قرمز(اینفرارد) هم برای ارتباط بدون سیم وجود دارد.

اینفرارد (Infra Red) عبارت است از امواج نوری که فرکانس آنها از فرکانس قابل دیده شدن و فهم  توسط چشم انسان پایین تر است. اکثر دستگاه های کنترل از راه دوری که همراه وسایل صوتی و تصویری عرضه می شوند برای ارسال اطلاعات از اینفرارد استفاده می کنند. ارتباط  و انتقال اطلاعات بر پایه اینفرارد یک روش قابل اعتماد و امن است و در ضمن استفاده از آن هزینه زیادی ندارد. اما دو محدودیت در استفاده از آن وجود دارد: اول اینکه : اشعه اینفرارد فقط در مسیر مستقیم منتشر می شود، حتما شما در هنگام استفاده از دستگاه ریموت کنترل این را تجربه کرده اید که حتما باید دستگاه را مستقیما به سمت وسیله مورد نظرتان بگیرید تا آن وسیله بتواند دستور مورد نظر شما را دریافت و اجرا کند.

محدودیت دیگری که وجود دارد اینست که تکنولوژی اینفرارد یک تکنولوژی یک به یک است. یعنی اینکه در آن واحد فقط بین دو وسیله می تواند ارتباط برقرارکند. مثلا شما می توانید توسط آن اطلاعاتی را از لپ تاپتان  به تلفن همراه دوستتان منتقل کنید اما نمی توانید همزمان آن اطلاعات را به PDA دوست دیگرتان هم منتقل کنید.

البته این دو خصوصیت اینفرارد در بعضی موارد امتیاز محسوب می گردند زیرا عملیات انتقال اطلاعات فقط بین دو وسیله مورد نظربرقرار می شود و امکان به وجود آمدن  تداخل با وسایل دیگر وجود ندارد وغیر ممکن است . این خاصیت باعث می شود که اطلاعات ارسالی شما فقط به همان وسیله ای برسد که مورد نظر شماست حتی اگر شما درجایی باشید که پر از گیرنده های اینفرارد باشد.

فناوری بلوتوث ابداع گردید تا محدودیتهای اینفرارد را پوشش دهد. حداکثر سرعت انتقال اطلاعات در دستگاه های بلوتوثی  که با استاندارد قدیمی تر بلوتوث 1.0 کار می کنند 1 مگابایت در ثانیه است اما در استاندارد بلوتوث 2.0 اطلاعات می توانند با سرعت 3 مگابایت در ثانیه منتقل شوند. دستگاه های بلوتوثی که از استاندارد جدید استفاده می کنند با دستگاه های دارای استاندارد قدیمی تر هم سازگارند.

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 و ساعت |
http://developers.sun.com/mobility/midp/articles/bluetooth2/

http://www.programmersheaven.com/2/Transferring-Files-and-Monitoring-Bluetooth-Ports

http://www.substanceofcode.com/2008/06/20/sending-files-to-mobile-phone-using-bluetooth-and-obex/

http://www.codeproject.com/KB/cs/nxtBluetooth.aspx

http://forum.gsmaria.com/forum117/thread2426.html

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 و ساعت |
http://avr-kermanshah.persianblog.ir/

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 و ساعت |
http://lwuit.blogspot.com/p/installing-latest-and-greatest-resource.html

http://www.oracle.com/technetwork/java/javame/javamobile/training/jmesdk/index.html

http://lwuit.java.net/

http://www.oracle.com/technetwork/java/javame/javamobile/download/lwuit/index.html

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه دوازدهم شهریور 1390 و ساعت |

=============ஜ۩۞۩ஜ=============
گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.
یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده.
تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.
3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد.
قطار در حال آمدن بود و سوزنبان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد ...
سوزنبان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و تنها 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.
.
.
سوال: اگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟
.
.
بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور ... ؟

در این تصمیم، آن (1) کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک (ریل سالم) بازی کنند، قربانی می شود.

این نوع تصمیم گیری معضلی است که هر روز در اطراف ما، در اداره، در جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه غیردموکراتیک اتفاق می افتد، دانایان قربانی نادانان قدرتمند و احمقان زورمند و تصمیم گیرنده می شوند.
کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت.

کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.
اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه و عاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.
مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.

گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار که با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.


"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"
.
.

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه پنجم شهریور 1390 و ساعت |

دیشبم وعده فردا دادی



ومن امروزبه شیرینی آن وعده دوش


وبه زهری که ازآن بعدمسافت باقیست


خیره درنقطه مبهوم وسیاهی هستم


وتورامیبینم

 

 ودراندیشه وحیرت مبهوت به تومی اندیشم


که چرارفتی واکنون زچه رو می آیی ?


چیست درفکرتوای مخمل ناز


که شب خسته من رابه سحرمیدوزی


شایدازکرده دیروزخودامروززپشیمان باشی


یا که درفکرسیاهی


دیگرپی تاراج دلم آمده ای


مانده ام درغم هجرانت ودرشوق وصال


زین دوآتش به کدام


تن من خواهی سوخت


به چه امیدبه فردانگرم


وکدامین فردا


که مدام ازپی هم می آیند


وهمه نامه رسان خبروصل تواند


...کاش امروزبه فردانرسد

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 و ساعت |
جریان زندگی ما را به سرعت به پیش می راند،
و برایش فرقی نمی کند،
که لج کنیم و پایمان را روی زمین بکشیم،
یا با گامهایمان آن را همراهی کنیم
+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 و ساعت |

 

ابن سینا : من در میان موجودات از گاو خیلی می‌ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد



مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد. "جورج برنارد شاو"


آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.
(
مونتسکیو)

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.*
انیشتین


بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی......
نلسون ماندلا


یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را
مثل : بابا، مامان، پدربزرگ....


مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند.
"
آلبرت انیشتین"


می‌شود از امشب قانون تازه‌ای در زندگی بنا بگذاریم؟ همواره بکوشیم قدری بیش‌تر از نیاز، مهربان‌ باشیم.جی.‌ام. بری


شاید چشم‌های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک‌های‌مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف‌تری ببینیم. / الکس تان

دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند
انتوان چخوف


جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه‌اش خراب می‌شود و هر کسی بخواهد خانه‌اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد

محمود حسابی


هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است
ویل دورانت


مردم دو دسته‌اند، یا گول می‌خورند یا گلوله

از دفتر خاطرات یک دیکتاتور


من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم. اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود. گرایش به خشنود ساختن همگان
افلاطون


وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 و ساعت |
تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))
-------
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد. ((نارسیس))
-------
برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست. لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی .پرهایش را بزن...خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .
-------
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم. ((هلن کلر ))
-------
برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید .
-------
همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم. (( پائولو کوئلیو))
-------
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را غافلگیر کند، درست مانند آغاز.
-------
هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.
-------
بمان تا کاری کنی نه کاری کنیم تا بمانیم.((دکتر شریعتی ))
-------
از حضرت عیسی(ع) پرسیدند که سخت ترین چیز در هستی چیست؟ گفت: خشم خدا. گفتند: از این خشم چگونه امان یابیم. گفت: ترک خشم خویش کنید تا ایمن از خشم خدا شوید.
-------
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می گردد، ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است. زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند.
-------
سقف آرزوهایت را تا جایی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی.
-------
لحظات شادی خدا را ستایش کن، لحظات سختی خدا را جستجو کن، لحظات آرامش خدا را مناجات کن، لحظات دردآور به خدا اعتماد کن، و در تمام لحظات خداوند را شکر کن.
-------
دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسن، مگه اینکه یکیشون برای دیگری بشکنه .
-------
شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت. «ارنستو چه گوارا»
-------
تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم. ((ژان پل سارتر))
-------
بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن ها تعریف کردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند.((جبران خلیل جبران))
-------
بخندیم ، امّا سرمایه خنده ما، گریه دیگران نباشد. ((استاد محمد تقی جعفری))
-------
مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست هزینه است!
-------
در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم که هرگز اتفاق نیفتادند .
-------
ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند
+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 و ساعت |
صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی برگ صبوح ساز و بده جام يک منی
در بحر مايی و منی افتاده‌ام بيار می تا خلاص بخشدم از مايی و منی
خون پياله خور که حلال است خون او در کار يار باش که کاريست کردنی
ساقی به دست باش که غم در کمين ماست مطرب نگاه دار همين ره که می‌زنی
می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی
ساقی به بی‌نيازی رندان که می بده تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و یکم خرداد 1390 و ساعت |

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را 
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
 
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
 
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
 نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
 
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
 خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
 مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ 
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را 
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت |
زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند. 
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی. درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد:  من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 و ساعت |
در صحرا میوه كم بود. خداوند یكی از پیامبران را فراخواند و گفت : « هر كس در روز تنها می تواند یك میوه بخورد .»
این قانون نسل ها برقرار بود  و محیط زیست آن منطقه حفظ شد. دانه های میوه بر زمین افتاد و درختان جدید رویید.
مدتی بعد ،‌ آن جا منطقه حاصل خیزی شد و حسادت شهرهای اطراف را بر انگیخت. اما هنوز هم مردم هر روز فقط یك میوه می خوردند و به دستوری كه پیامبر باستانی به اجدادشان داده بود، وفادار بودند. اما علاوه بر آن نمی گذاشتند اهالی شهرها و روستاهای همسایه هم از میوه ها استفاده كنند. این فقط باعث می شد كه میوه ها روی زمین بریزند و بپوسند. خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت :« بگذارید هرچه میوه می خواهند بخورند و میوه ها را با همسایگان خود قسمت كنند.»
پیامبر با پیام تازه به شهر آمد. اما سنگسارش كردند، چرا كه آن رسم قدیمی، در جسم و روح مردم ریشه دوانیده بود و نمی شد راحت تغییرش داد. كم كم جوانان آن منطقه از خود می پرسیدند این رسم بدوی از كجا آمده. اما نمی شد رسوم بسیار كهن را زیر سؤال برد، بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان را رها كنند. بدین ترتیب، می توانستند هر چه می خواهند بخورند و بقیه را به نیازمندان بدهد. تنها كسانی كه خود را قدیس می دانستند، به آیین قدیمی وفادار ماندند.
اما در حقیقت ، آن ها نمی فهمیدند كه دنیا عوض شده و باید همراه با دنیا تغییر كنند.
 
از کتاب: "پدران، فرزندان، نوه ها"
(پائولو کوئلیو)

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 و ساعت |
در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسید .
تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شد !
ده فرمان :1- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد .
2- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند .
3- هیچ انسانی ، به انسان دیگر دروغ نگوید .
4- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تهمت نزند .
5- هیچ انسانی ، از انسان دیگر غیبت نکند .
6- هیچ انسانی ، مال انسان دیگر را نخورد .
7- هیچ انسانی ، به انسان دیگر زور نگوید .
8- هیچ انسانی ، بر انسان دیگر برتری نجوید .
9- هیچ انسانی ، در کار انسان دیگر تجسس نکند .
10- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد !
پس از آن
سالیان سختی بر شیطان و همدستانش گذشت ،
تا اینکه روزی شیطان ، چاره ای اندیشید .او گفت : ای دوستان ، کلمه ای یافته ام که بسیار از او بیزارم
اما
به زودی با افزودن تنها همین یک کلمه به ده فرمان ، همه چیز را به سود خودمان ، تغییر خواهم داد
و ده فرمان چنین شد :
1- هیچ انسانی ، انسان مؤمن دیگر را نکُشد .
2- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تجاوز نکند .
3- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر دروغ نگوید .
4- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تهمت نزند .
5- هیچ انسانی ، از انسان مؤمن دیگر غیبت نکند .
6- هیچ انسانی ، مال انسان مؤمن دیگر را نخورد .
7- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر زور نگوید .
8- هیچ انسانی ، بر انسان مؤمن دیگر برتری نجوید .
9- هیچ انسانی ، در کار انسان مؤمن دیگر تجسس نکند .
10- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد ! مگر اینکه بسیار مؤمن باشد !
و اینک ای دوستان
به سوی انسانها بروید و به وسوسه بپردازید
و کاری کنید که هیچ کس ، هیچ کس را مؤمن نپندارد ، جز آنان که از دنیا رفته اند !

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 و ساعت |